Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انباریدن

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbɑrˌidan/ تلفظ :‌ ['a:nbAR,idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • اوباریدن
  • انباردن
  • انگاریدن
  • انباردنی
  • انباریقن
  • انبازیدن
  • انبریدن
  • بر انباردن
  • انباری ابوالبرکات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انباریدن. [ اَم ْ دَ ] ( مص ) انبار کردن و پر کردن. || پُر کردن فرمودن. || خراب کردن.( ناظم الاطباء ). و رجوع به انباردن و انباشتن شود.

فرهنگ عمید

انباردن#NAME?

= انباردن

فرهنگ فارسی

انبارد خواهد انبارد بینبارانبارنده انبارده انبارش ) پر کردن انبار کردن.
انبار کردن و پر کردن یا پر کردن فرمودن . یا خراب کردن .

کلمات مرتبط

  • اوباریدن
  • انباردن
  • انگاریدن
  • انباردنی
  • انباریقن
  • انبازیدن
  • انبریدن
  • بر انباردن
  • انباری ابوالبرکات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات