Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوباریدن

تلفظ بین المللی : /ˌuːbɑrˈidan/ تلفظ :‌ [,u:bAR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • اوباردن
  • انباریدن
  • اوباریده
  • اوبرایدن
  • اوبرایدنباخ
  • اوبریدن
  • شتاب اوریدن
  • اوبراین دن داین
  • اوبراین فلن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اوباریدن . [ دَ] (مص ) ناله و زاری کردن . (برهان ) (ناظم الاطباء).

اوباریدن. [ اَ دَ ] ( مص ) بحلق فروبردن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). ناجاویده فروبردن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). بلع. ( برهان ). بلع کردن و فرو بردن. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ) : پس بیوبارید ایشان را همه نه شبان را هشت زنده نه رمه.رودکی.بدشت ار بشمشیر بگزاردم از آن به که ماهی بیوبار...

فرهنگ عمید

اوباردن#NAME?

= اوباردن

فرهنگ فارسی

(اوبارید اوبارد خواهد اوبارید بیبار اوبارنده اوباریده )
بحلق فرو بردن . نا جاویده فرو بردن .

کلمات مرتبط

  • اوباردن
  • انباریدن
  • اوباریده
  • اوبرایدن
  • اوبرایدنباخ
  • اوبریدن
  • شتاب اوریدن
  • اوبراین دن داین
  • اوبراین فلن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات