کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انباخون | کلماتور
معانی کلمه : انباخون
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnbˈɑxun/
تلفظ :
['a:nb'Axun]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
ابناخون
انتاگونیست
زی انباشتنی
شاتیون انبازوا
لت انبان
بوای اناکوندا
نان در انبان
نای انبان
الوار انباشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انباخون. [ اَم ْ ] ( اِ ) حصار قلعه. ( برهان قاطع )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قلعه و حصار. ( انجمن آرا )( مؤید الفضلاء ) ( شعوری ج 1 ورق 122 ب ) : ز سوی هند گشادی هزار شهر و کلات ز سوی هند گرفتی هزار انباخون.بهرامی.قلاع دولت آن پادشاه جم قدرت که هست پاره چرخش کمینه انباخون.شمس فخری ( از شعوری ج 1 ورق 122 ب ).|| جای محکم. ( برهان قاطع ) ( مؤید الفضلاء ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || حصاربند...
فرهنگ عمید
ابناخون#NAME?
= ابناخون
کلمات مرتبط
ابناخون
انتاگونیست
زی انباشتنی
شاتیون انبازوا
لت انبان
بوای اناکوندا
نان در انبان
نای انبان
الوار انباشتن
نظرات