کسی که بعزم سفرنان درانبان گذاشته عازم سفر: منهیان ربع مسکون ز آبروی عدل تو فتنه را پنجاه ساله نان درانبان یافته . ( انوری ) یانان درانبان داشتن .توشه سفررافراهم داشتن و عازم سفربودن .یانان درانبان گذاشتن ( نهادن ).بعزم سفرتوشه خود را مهیاکردن آماده سفرگردیدن .