کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابتداع | کلماتور
معانی کلمه : ابتداع
تلفظ بین المللی :
/ˌebtedˈɑʔ/
تلفظ :
[,ebted'A?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
فیلم نامۀ ابداعی
موسیقی متن ابداعی
ابتداء
ابتدای
ابتدایی
ابداع واژه
ابداع کردن
ابداعی
اختراع و ابداع کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
ابتداع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چیزی نو آوردن. نو پیدا کردن. ( زوزنی ). نو آوردن. چیزی نو نهادن. || اهل بدعت شدن.
فرهنگ عمید
۱. چیز تازه ای آوردن، نوآوری.
۲. بدعت.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - نوآوردن ، چیز تازه ای آوردن . ۲ - بدعت نهادن .
فرهنگ فارسی
نو آوردن، چیزتازهای آوردن، بدعت نهادن، اهل بدعت شدن
۱ - ( مصدر ) نو ظهور آوردن چیز نو آوردن نو نهادن . ۲ - ( مصدر ) اهل بدعت شدن .
فرهنگ فارسی ساره
نوآوری، نویاب
کلمات مرتبط
فیلم نامۀ ابداعی
موسیقی متن ابداعی
ابتداء
ابتدای
ابتدایی
ابداع واژه
ابداع کردن
ابداعی
اختراع و ابداع کردن
نظرات