ابتداء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ، اِ ) ابتدا. آغاز. آغاز کار. اول. برداشت. درآمد. بدو. بدء. بدایت. فاتحه. شروع. سر. مبداء. منشاء. مقابل انتها: آن فاضل که تاریخ امیر عادل سبکتکین را... برانداز ابتدای کودکی... من نیز تا آخر عمرش نبشتم. ( تاریخ بیهقی ). مگر عاقبت کار خوب شود که اکنون به ابتداءباری تاریک مینماید. ( تاریخ بیهقی ). ابتدا کنم بدانکه بازنمایم که صفت مرد خردمند عادل چیست. ( تاریخ بیهقی ). فصلی خ...