کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابتلاء | کلماتور
معانی کلمه : ابتلاء
تلفظ بین المللی :
/ebtˈelɑ/
تلفظ :
[ebt'elA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ابتلاء اعضای حرکتی
ابتلاء و عدم ابتلاء
ایه ابتلاء
میزان ابتلا
ابتداء
اعتلاء
امتلاء
ابتغاء
ابتناء
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ابتلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ابتلا. آزمودن. بیازمودن. آزمایش. امتحان. آزمایش کردن. خبر پرسیدن. اختبار. ( از آنندراج ). || در بلا و رنج افکندن. مبتلا کردن. گرفتار و دچار رنجی کردن. || در بلا افتادن. گرفتاری. ( از آنندراج ) : گفت رنج احمقی قهر خداست رنج کوری نیست قهر، آن ابتلاست ابتلا رنجیست کان رحم آورداحمقی رنجیست کان زخم آورد.مولوی.ابتلایم می کنی آه الغیاث ای ذکور از ابتلایت چون اناث.مولوی.آفتابی ...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) دچار شدن ، در بلا افتادن . ۲ - (مص م . ) مورد آزمایش قرار دادن ، امتحان کردن .۳ - (اِمص . ) گرفتاری ، مصیبت .
مترادف و متضاد
۱. گرفتاری، مصیبت
۲. دچار، گرفتار
۳. آزمایش، آزمون، امتحان
affection
(اسم)
تاثیر، خوی، مهربانی، عاطفه، محبت، ابتلاء، مهر، برخورد، عدم تنافر، عطف، علاقه
کلمات مرتبط
ابتلاء اعضای حرکتی
ابتلاء و عدم ابتلاء
ایه ابتلاء
میزان ابتلا
ابتداء
اعتلاء
امتلاء
ابتغاء
ابتناء
نظرات