کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابداع-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ابداع کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈebdɑʔ kˈardan/
تلفظ :
['ebdA? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
اختراع و ابداع کردن
ابدار کردن
ابداع کرد
آبدار کردن
اباد کردن
ابا کردن
اباء کردن
آباد کردن
ابادان کردن
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
invent (فعل)ساختن، اختراع کردن، جعل کردن، تاسیس کردن، از خود در آوردن، ابداع کردن، از پیش خود ساختن، چاپ زدنexcogitate (فعل)اندیشیدن، از خود در آوردن، ابتکار کردن، ابداع کردنmastermind (فعل)ابداع کردن...
فرهنگ فارسی ساره
نوآفریدن
کلمات مرتبط
اختراع و ابداع کردن
ابدار کردن
ابداع کرد
آبدار کردن
اباد کردن
ابا کردن
اباء کردن
آباد کردن
ابادان کردن
نظرات