Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گنه کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈonah kˈardan/ تلفظ :‌ [g'onah k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گنه کار کردن
  • گره باز کردن
  • گره وا کردن
  • گره کردن
  • گره گشایی کردن
  • گنگ کردن
  • گه مال کردن
  • گله کردن
  • گناه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گنه کردن. [ گ ُ ن َه ْ ک َ َد ] ( مص مرکب ) بزه کردن. مرتکب گناه شدن. نافرمانی کردن : مر او را به دینار یاری کنم گنه گر کند بردباری کنم.فردوسی.بر هرکه گنه کرد یکی بند نهادبی هیچ گنه چونکه تو را بند چهار است.ناصرخسرو.در دلم آید که گنه کرده ام کاین ورقی چند سیه کرده ام.نظامی.بی آنکه بدی به جای آن مه کردم یا هیچ گنه نعوذباللَّه کردم.خاقانی.چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی بنده بی جرم و خطایی نه صواب...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گناه کردن : چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی شده بی جرم و خطایی نه صوابست فراقش . ( سعدی )

کلمات مرتبط

  • گنه کار کردن
  • گره باز کردن
  • گره وا کردن
  • گره کردن
  • گره گشایی کردن
  • گنگ کردن
  • گه مال کردن
  • گله کردن
  • گناه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات