کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گناه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گناه کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈonɑːh kˈardan/
تلفظ :
[g'onA:h k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کسی را از گناه بری کردن
سوزاندن گناه و پاک کردن ان
گنه کار کردن
گنه کردن
گواه کردن
گیاه کاری کردن
اثبات بی گناهی کردن
گیاه جمع کردن
استفاده کردن از تکیه گاه پیری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گناه کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مرتکب گناه شدن. جرم و عصیان کردن. اِقتراف. اِجترام. ( منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). اِذناب. ارتکاب ؛ گناه و آنچه بدان ماند کردن. اتزار. ( تاج المصادر بیهقی ). جُرم. ( دهار ). اجرام. تجرم. جَلب. حَوب یا حُوب ، حِیابه. حَوبه یا حُوبه. ( منتهی الارب ) : بندگان گناه کنند و خداوندان درگذرند. ( تاریخ بیهقی ).گر نکردستم گناهی بیش از این چون فکندن...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مرتکب گناه شدن ارتکاب جرمی کردن خطا کردن بزه کردن .
کلمات مرتبط
کسی را از گناه بری کردن
سوزاندن گناه و پاک کردن ان
گنه کار کردن
گنه کردن
گواه کردن
گیاه کاری کردن
اثبات بی گناهی کردن
گیاه جمع کردن
استفاده کردن از تکیه گاه پیری
نظرات