کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریه-زدن | کلماتور
معانی کلمه : گریه زدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈerjeː zˈadan/
تلفظ :
[g'eRje: z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گره زدن
گریز زدن
از اموزشگاه گریز زدن
گریز زدن از
گریز زدن به
گیره یا قلاب زدن به
اب را گره زدن
گره بر آب زدن
گره بر اب زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گریه زدن. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) اشک ریختن. ( آنندراج ) : همچو طاوس بسامان ندهندت همه چیزگه بپا گریه زدن گاه به پر خندیدن.سنجر کاشی ( از آنندراج ).چو خس را خود افکنده در دیده کس ز خود بایدش گریه زد نی ز خس.میرخسرو ( از آنندراج ).چندانکه زدم گریه به این شعله جانسوزساکن نشد آتش ز درون آب ز بیرون.میرشاهی سبزواری ( از آنندراج )....
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اشک ریختن : چندان که زدم گریه باین شعل. جانسوز ساکن نشد آتش زدرون آب زبیرون . ( میرشاهی )
کلمات مرتبط
گره زدن
گریز زدن
از اموزشگاه گریز زدن
گریز زدن از
گریز زدن به
گیره یا قلاب زدن به
اب را گره زدن
گره بر آب زدن
گره بر اب زدن
نظرات