معانی کلمه : گریز زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~ . زَ دَ )(مص ل . )۱ - هنگام نوشتن یا سخن گفتن از مطلبی به مطلب دیگر پرداختن . ۲ - فرار کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) در اثنای سخن مطلب را بمنظور و مقصود خود کشیدن : بوصل اگر چه گریزی زدیم در خطریم تو و حمایت زنهاریان خود زنهار . ( ظهوری )
