Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گذرندگی

تلفظ بین المللی : /ɡˌozarandˈeɡi/ تلفظ :‌ [g,ozaRand'egi]
فرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • گذرندگی اجتماعی
  • فشار گذرندگی
  • گیرندگی
  • گذارندگی
  • گورندگی
  • گذردهی
  • گذرنده
  • گردگیر
  • گردگیری
فرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

فرهنگ فارسی

عبور حلاّل خالص از غشای نیمه‌تراوایی که دو ناحیه از محلولی با غلظت‌های متفاوت را از هم جدا کرده است

فرهنگستان زبان و ادب

{osmosis} [فیزیک] عبور حلاّل خالص از غشای نیمه تراوایی که دو ناحیه از محلولی با غلظت های متفاوت را از هم جدا کرده است

کلمات مرتبط

  • گذرندگی اجتماعی
  • فشار گذرندگی
  • گیرندگی
  • گذارندگی
  • گورندگی
  • گذردهی
  • گذرنده
  • گردگیر
  • گردگیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات