کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گیرندگی | کلماتور
معانی کلمه : گیرندگی
تلفظ بین المللی :
/ɡˌirandˈeɡi/
تلفظ :
[g,iRand'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فشار گذرندگی
گذرندگی
گزیرندگی
گورندگی
گذرندگی اجتماعی
وام گیرندگان
رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
سبقت گیرنده
فاصلۀ گیرنده ها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گیرندگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل گیرنده. گیرش : درسگ گیرندگی اصل است. ( یادداشت به خط مؤلف ). || حالت و چگونگی گیرنده. گیرایی. جاذبیت : چشمهای او گیرندگی خاصی دارد. در آواز او گیرندگی نیست.
فرهنگ فارسی
عمل گیرنده . گیرش
مترادف و متضاد
pathos
(اسم)
ترحم، گیرندگی، عامل وموجد ترحم وتاثر
کلمات مرتبط
فشار گذرندگی
گذرندگی
گزیرندگی
گورندگی
گذرندگی اجتماعی
وام گیرندگان
رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
سبقت گیرنده
فاصلۀ گیرنده ها
نظرات