Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گازبر

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑzbar/ تلفظ :‌ [g'AzbaR g'AzbaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • گازبَر
  • اندیس گازبر
  • ژان گالبرت
  • قلات گازران
  • گابریل
  • گابریک
  • گازار
  • گازر
  • گازراسا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گازبر. [ ب ُ ]( اِخ ) دهی است از مرکز دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت. واقع در 143 هزارگزی شمال خاوری کهنوج سرراه مالرو کهنوج. ریگانی. کوهستانی ، گرمسیر، دارای 300 تن سکنه. آب آن از قنات ، محصول آنجا غلات ، خرما. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه فرامرزی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 )....

فرهنگ فارسی

دهی از شهرستان جیرفت

فرهنگستان زبان و ادب

{gas carrier} [حمل ونقل دریایی] کشتی مخصوص حمل گاز مایع

کلمات مرتبط

  • گازبَر
  • اندیس گازبر
  • ژان گالبرت
  • قلات گازران
  • گابریل
  • گابریک
  • گازار
  • گازر
  • گازراسا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات