معانی کلمه : گابریل
لغت نامه دهخدا
گابریل. [ ی ِ ] ( اِخ ) اسقف هراتی که از راه بسیار دور آمده بود تا در مجمعی که آکاس در زمان سلطنت ولاش دعوت کرده بود شرکت کند و این مجمع در سلوکیه ( سلوسی ) منعقد شود و فقط دوازده اسقف در آن شرکت کردندکه از آنجمله گابریل است. و سه قانون مهم در آنجا بتصویب رسید و اصول مذهبی نسطوری مذهب قطعی و منحصر عیسویان ایران شد. ( ایران در زمان ساسانیان ص 206 ).
فرهنگ فارسی
اسقف هراتی که از راه بسیار دور آمده بود
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: گابریل (پسر) (فرانسوی) (تلفظ: gabril) (فارسی: گابریل) (انگلیسی: gabril)
معنی: قوی، شجاع
معنی: قوی، شجاع
