کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامگار-گشتن | کلماتور
معانی کلمه : کامگار گشتن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑmɡˈɑr ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[k'Amg'AR g'aStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کارگزار گشت
کامگار
کامگار کردن
کامگار شدن
کامکار
کامگاری
کامگاری دادن
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامگار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) به مراد و آرزو رسیدن. پیروزی یافتن :
چون نخواهد بود گامی کام دل همراه تو
پس تو بر هر آرزو انگار گشتی کامگار.
عطار.
و رجوع به کامگار و کامگار شدن شود.
فرهنگ فارسی
بمراد و آرزو رسیدن
کلمات مرتبط
کارگزار گشت
کامگار
کامگار کردن
کامگار شدن
کامکار
کامگاری
کامگاری دادن
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
نظرات