کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامگاری-دادن | کلماتور
معانی کلمه : کامگاری دادن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑmɡˈɑri dˈɑdan/
تلفظ :
[k'Amg'ARi d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کامگاری
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
کامگاری یافتن
کامکاری
کامگار
کامگار کردن
کامگار گشتن
کالگاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامگاری دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) غلبه دادن. چیره ساختن. پیروزی دادن :
ترا بر سپه کامگاری دهم
به هندوستان شهریاری دهم.
فردوسی.
که او را بیاریم و یاری دهیم
بماهوی بر، کامگاری دهیم.
فردوسی.
اگر نیست پیروز یاری دهد
مرا بر جهان کامگاری دهد.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
غلبه دادن چیره ساختن
کلمات مرتبط
کامگاری
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
کامگاری یافتن
کامکاری
کامگار
کامگار کردن
کامگار گشتن
کالگاری
نظرات