کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیز ثبت شده یا وارد شده
تلفظ بین المللی :
/tʃˈiz sabtʃˈodeː jɑː vˈɑred ʃˈodeː/
تلفظ :
[tS'iz sabtS'ode: jA: v'ARed S'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چیز ثابت
پای ثابت جایی یا چیزی بودن
چیز
چیز ابکی
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
entry
(اسم)
راه، مدخل، ورود، دخول، ثبت، ادخال، راهرو در، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده
کلمات مرتبط
چیز ثابت
پای ثابت جایی یا چیزی بودن
چیز
چیز ابکی
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
نظرات