کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیز ابکی
تلفظ بین المللی :
/tʃˈiz ˈaːbki/
تلفظ :
[tS'iz 'a:bki]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مهدی ابریشم چی
چیز
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
چیز اندک
چیز اویخته شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
weak (صفت)ضعیف، لاغر، ناتوان، سست، کمرو، عاجز، کم زور، بی حال، چیز ابکی، کم دوام، کم بنیهliquid (صفت)سائل، روان، سیال، ابگونه، پول شدنی، چیز ابکی، نقد شو، سهل وسادهwaterish (صفت)چیز ابکی، هر چیزی شبیه ابweakish (صفت)ضعیف، چیز ابکی، سست و ضعیف، نسبتا ضعیف، چیز رقیق و نرم...
کلمات مرتبط
مهدی ابریشم چی
چیز
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
چیز اندک
چیز اویخته شده
نظرات