Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چیز ابکی

تلفظ بین المللی : /tʃˈiz ˈaːbki/ تلفظ :‌ [tS'iz 'a:bki]
مترادف و متضاد
  • مهدی ابریشم چی
  • چیز
  • چیز استفاده نشده
  • چیز اشغال و ناچیز
  • چیز اشفته و نامرتب
  • چیز اضافه شده
  • چیز اظافی
  • چیز اندک
  • چیز اویخته شده
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

weak (صفت)ضعیف، لاغر، ناتوان، سست، کمرو، عاجز، کم زور، بی حال، چیز ابکی، کم دوام، کم بنیهliquid (صفت)سائل، روان، سیال، ابگونه، پول شدنی، چیز ابکی، نقد شو، سهل وسادهwaterish (صفت)چیز ابکی، هر چیزی شبیه ابweakish (صفت)ضعیف، چیز ابکی، سست و ضعیف، نسبتا ضعیف، چیز رقیق و نرم...

کلمات مرتبط

  • مهدی ابریشم چی
  • چیز
  • چیز استفاده نشده
  • چیز اشغال و ناچیز
  • چیز اشفته و نامرتب
  • چیز اضافه شده
  • چیز اظافی
  • چیز اندک
  • چیز اویخته شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات