کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیز تسویه شده
تلفظ بین المللی :
/tʃˈiz tasvˈijeː ʃˈodeː/
تلفظ :
[tS'iz tasv'ije: S'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
لپ چی تسوی
چیز
چیز ابکی
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
چیز اندک
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
offscouring
(اسم)
چیز تسویه شده، کثافت و اشغال بیرون انداخته
settled
(صفت)
مقرر، چیز تسویه شده
کلمات مرتبط
لپ چی تسوی
چیز
چیز ابکی
چیز استفاده نشده
چیز اشغال و ناچیز
چیز اشفته و نامرتب
چیز اضافه شده
چیز اظافی
چیز اندک
نظرات