معانی کلمه : پای خاسته
لغت نامه دهخدا
پای خاسته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) چیزی راگویند که در زیر پا مالیده و کوفته شده باشد. ( جهانگیری ). و رجوع به پای خست و پای خسته و پایخوست شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پای خست پای خسته
چیزی را گویند که در زیر پا کوبیده و خسته شده باشد
چیزی را گویند که در زیر پا کوبیده و خسته شده باشد
