خجسته پی. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) مبارک قدم.( از آنندراج ). پی خجسته. فرخ پی. نیک پی. مبارک پی. فرخ پی. فرخنده پی. خوشقدم. میمون النقیبة : خجسته پی و نام او زردهشت که اهرمن بدکنش را بکشت.دقیقی.خجسته بادت عید ای خجسته پی ملکی که با سیاست سامی و با هش هوشنگ.فرخی.امیر بر سپه و بر ملک خجسته پی است بچند فتح ملک را خدای کرد ضمان.فرخی.باز بر ما وزید باد شمال آن شمال خجسته پی مرکب.فرخی....