معانی کلمه : وجاء
لغت نامه دهخدا
وجاء. [ وَ ] (ع ص ) (ماء...) آب بی خیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آب بد بی خیر. (ناظم الاطباء). رجوع به وجا شود.
فرهنگ معین
(وَ ) (ص . ) آن چه که در آن خیر و نفعی نباشد. مانند: چاه بدون آب .

وجاء. [ وَ ] (ع ص ) (ماء...) آب بی خیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آب بد بی خیر. (ناظم الاطباء). رجوع به وجا شود.