وادیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) دوباره دیدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). باز نگریستن. ( ناظم الاطباء ). تجدید نظر کردن. ( یادداشتهای مؤلف ). || دیگر باره دیدن کردن. بازدیدن کردن : گشودم سرسری بر روی دنیا چشم زین غافل که دیدنهای رسمی در عقب وادیدنی دارد.صائب ( آنندراج ، از بهار عجم و فرهنگ ترکتازان ).رجوع به بازدیدن و دیدن شود. || سرکشی کردن در کار. ( از آنندراج ). سرکشی کردن. بازرسی کردن. || ژرف ...