وادادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بازدادن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پس دادن. دوباره دادن. ( ناظم الاطباء ). رد کردن : آنچه خوردی واده ای مرگ سیاه از نبات و ورد و از برگ و گیاه.مولوی.خار در پا شد چنین دشوار یاب خار در دل چون بود واده جواب.مولوی.من در آندم وادهم چشم تراتا فروخوانی معظم جوهرا.مولوی ( مثنوی چ بروخیم دفتر سوم ص 474 ).بازفرمان آیدش بردار سراز سجود و واده از کرده خبر.مولوی ( مثنوی دفتر سوم...