Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هجیع

تلفظ بین المللی : /hˈadʒiʔ/ تلفظ :‌ [h'adZi?]
لغت نامه دهخدا
  • قاضی هجیم
  • کسی که لغت را هجی می کند
  • هجی کننده
  • هجی کردن
  • هجین
  • هجوع
  • هجی
  • هجیر
  • هجی انگشتی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هجیع. [ هَُ ج َ ] (اِخ ) ابن قیس . صحابی است . (منتهی الارب ).

هجیع. [ هََ ] (ع اِ) پاره ای از شب . مضی هجیع من اللیل . (منتهی الارب ).

هجیع. [ هََ ] ( ع اِ ) پاره ای از شب. مضی هجیع من اللیل. ( منتهی الارب ).

هجیع. [ هَُ ج َ ] ( اِخ ) ابن قیس. صحابی است. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • قاضی هجیم
  • کسی که لغت را هجی می کند
  • هجی کننده
  • هجی کردن
  • هجین
  • هجوع
  • هجی
  • هجیر
  • هجی انگشتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات