هجی کردن. [ هَِ جی / هَِ ج ْ جی ک َ دَ ] ( مص مرکب )هجی کردن کلمه ای را، یعنی حروف و حرکات و اعراب آن را جدا کردن مثلاً به جای «حسن » بگوییم : «ح زبر ح َ، س زبر س َ، ن ساکن حسن ». ( یادداشت به خط مؤلف ). حروف مقطعه کلمه را با اعراب بیان کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(هِ جّ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ،~ کلمه حروف و حرکات و اعراب آن را جدا کردن .
مترادف و متضاد
spell(فعل)
طلسم کردن، پی بردن به، هجی کردن، املاء کردن، درست نوشتن، دل کسی را بردن