معانی کلمه : نشستگه
لغت نامه دهخدا
نشستگه. [ ن ِ ش َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نشستگاه. جای نشستن. مقام. مکان. جا. رجوع به نشستگاه شود :
پیش دل اندر بکن نشستگهم
وز عمل و علم کن نثار مرا.
پیش دل اندر بکن نشستگهم
وز عمل و علم کن نثار مرا.
واژه نامه بختیاریکا
نشست گاه؛ دو پسه
نشست گاه؛ نشیمنگاه؛ اتاق نشیمن
نشست گاه؛ نشیمنگاه؛ اتاق نشیمن
