نشستگاه. [ ن ِ ش َ ] ( اِ مرکب ) جای نشستن. جائی که کسی می نشیند. ( ناظم الاطباء ). جای. مکان : نشستگاه تو بر تخت خسروانی بادنشستگاه عدوی تو بر چَه ِ ارژنگ.فرخی. || مجلس. ( دهار ) : نشستگاه شهان باغ و خوابگه ایوان نشستگاه تو دشت است و خوابگه خرگاه.فرخی. || مصطبه.سکوی مخصوص نشستن : و از هر دو روی نشستگاهها و غرفه ها و بناها بفرمود کردن. ( مجمل التواریخ ).به نوعی که ذره ای آفتاب از جانب شرقی و غربی ...
فرهنگ عمید
نشستنگاه#NAME?
= نشستنگاه
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - محل جلوس مقر: کرده بروی نشستگاهی چست تخت بسته به تختهای درست . ( هفت پیکر . چا. استانبول ۲ ) ۲۱۲ - محل اقامت مقام .