۱. کسی یا چیزی که در جایی قرار گرفته، جلوس کرده. ۲. (قید ) در حال نشستن.
فرهنگ فارسی
(اسم )۱- جلوس کرده. یا قضات نشسته قضاتی هستند که تصدی ریاست یا عضویت محاکم را بعهده دارند مانند روسا و دادرسان دادگاههای شهرستان : روسا و مستشاران دادگاههای استان روسا و مستشاران دیوان عالی تمیز ( کشور ). عزل و تغییر این دسته از قضات فقط بحکم محکمه عالی انتظامی قضات صورت قانونی داردو وزیر دادگستری نمیتواند آنان را از محلی بمحل دیگر منتقل کند و یا تغییر شغل بدهد مگر به رضایت خود آنان مقابل قضات ایس...
گویش مازنی
/neshoste/ نشاسته
مترادف و متضاد
sitting (صفت)نشسته، در حال جلوس، در حال چمباتمه زدنsedentary (صفت)نشسته، غیر مهاجر، غیر متحرک، مقیم در یک جاsejant (صفت)نشسته، در حال جلوس، در حال چمباتمه زدنsoapless (صفت)کثیف، نشسته، بی صابون...