کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موقوف-ساختن | کلماتور
معانی کلمه : موقوف ساختن
تلفظ بین المللی :
/mˈoːq1uːf sˈɑxtan/
تلفظ :
[m'o:q1u:f s'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متوقف ساختن
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
موقوف
موقوف داشتن
موقوف شدن
موقوف علیه
موقوف کردن
موقوف سازنده
موقوف سازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موقوف ساختن. [ م َ / مُو ت َ ] ( مص مرکب ) موقوف کردن. ممنوع ساختن. متوقف ساختن. جلوگیری کردن : فیلمهای بدآموز را باید موقوف ساخت. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
موقوف کردن ٠ ممنوع ساختن ٠
کلمات مرتبط
متوقف ساختن
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
موقوف
موقوف داشتن
موقوف شدن
موقوف علیه
موقوف کردن
موقوف سازنده
موقوف سازی
نظرات