Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منقط

تلفظ بین المللی : /mˈanq1at/ تلفظ :‌ [m'anq1at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • چشم منقط
  • منقطع
  • منقطع بلند
  • منقطع خشک
  • منقطع کوتاه
  • منقطعه
  • نزدیکی منقطع
  • بطور منقطع شیپور زدن
  • منقطع شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منقط. [ م ُ ن َق ْ ق َ ] ( ع ص ) نقطه گذارده و منقوط. || نقطه دار. ( ناظم الاطباء ). بانقطه. نقطه نقطه. خال خال. خالدار. نقطه دار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دارای نقطه ها : گر ماه در لباس کبود منقط است تو شاه در قبای نسیج مغرقی.عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 513 ).زلف تو داود دیگراست که داردعاج منقط به زیر ساج معقد.امیر معزی ( دیوان چ اقبال ص 187 ).ببین چون ره صید مجروح ، راهم منقط ز بس قطره های مق...

فرهنگ عمید

نقطه دار.

فرهنگ معین

(مُ نَ قَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) نقطه دار، منقوط .

فرهنگ فارسی

نقطه دار
( اسم ) نقطه دار منقوط : [ ... کلاه زر کشیده در سر کشیده و قزاگند منقط مکوکب پوشیده ... ] ( مرزبان نامه .۱۳۱۷ ص ۲۹۹ )

کلمات مرتبط

  • چشم منقط
  • منقطع
  • منقطع بلند
  • منقطع خشک
  • منقطع کوتاه
  • منقطعه
  • نزدیکی منقطع
  • بطور منقطع شیپور زدن
  • منقطع شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات