کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منقطع-بلند | کلماتور
معانی کلمه : منقطع بلند
تلفظ بین المللی :
/monq1ˈateʔ bˈoland/
تلفظ :
[monq1'ate? b'oland]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
منقطع
منقطع خشک
منقطع کوتاه
منقطع شدن
منقطع کردن
نزدیکی منقطع
بطور منقطع شیپور زدن
جوش منقطع
اوای منقطع و ارامیناشی از برخورد با یک جسم نازک و سبک
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
گونهای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
فرهنگستان زبان و ادب
{grand détaché (fr. )} [موسیقی] گونه ای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
کلمات مرتبط
منقطع
منقطع خشک
منقطع کوتاه
منقطع شدن
منقطع کردن
نزدیکی منقطع
بطور منقطع شیپور زدن
جوش منقطع
اوای منقطع و ارامیناشی از برخورد با یک جسم نازک و سبک
نظرات