Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منزحه

تلفظ بین المللی : /manzˈaheː/ تلفظ :‌ [manz'ahe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مازحه
  • مقزحه
  • منزحف
  • منزعه
  • منزغه
  • منزفه
  • منزله
  • منزه
  • منزهات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منزحة. [ م ِ زَ ح َ ] (ع اِ) دلو و مانند آن که بدان آب کشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دول و هر چیز که بدان آب کشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، منازح . (اقرب الموارد).

( منزحة ) منزحة. [ م ِ زَ ح َ ] ( ع اِ ) دلو و مانند آن که بدان آب کشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دول و هر چیز که بدان آب کشند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج ، مناز...

فرهنگ فارسی

دلو و مانند آن که بدان آب کشیند . دول و هر چیز که بدان آب کشند .

کلمات مرتبط

  • مازحه
  • مقزحه
  • منزحف
  • منزعه
  • منزغه
  • منزفه
  • منزله
  • منزه
  • منزهات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات