مازحة. [ زِ ح َ ] (ع ص ) مؤنث مازح . (ناظم الاطباء). زن مزاح کننده . زن بذله گو. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
زن شوخ طبع، بذله گو (گلستان سعدی-باب دوم به شرح مرحوم غلامحسین یوسفی)