معانی کلمه : منزغه
لغت نامه دهخدا
منزغة. [ م ِ زَ غ َ ] (ع ص ) رجوع به مِنزَغ شود. || (اِ) پر کلیچه و نان که از پرهای مرغ یا آهن باشد. (منتهی الارب ). دسته پرهایی که بدان کلیچه و نان را نقش کنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
یا پر کلیچه و نان که از پر های مرغ یا آهن باشد . دسته پر هایی که بدان کلیچه و نان را نقش کنند .
