کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ممتحق
تلفظ بین المللی :
/momtˈaheq1/
تلفظ :
[momt'aheq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحقق
مستحق
ممتحن
ممتحنه
ممتحنین
حق دادن مستحق دانستن
غیر مستحق
متحقق شدن
حسین ممتحنی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ممتحق .
[ م ُ ت َ ح َ ] (ع ص ) محو و نابود. باطل و ضایع. تباه . متروک
:
سبزوار است این جهان و مرد حق
اندر اینجا ضایع است و ممتحق .
مولوی (مثنوی ).
ممتحق . [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) منسوخ . متروک . سوخته شده . (از ناظم الاطباء). سوخته شونده . (آنندراج ). || کاسته و کم شده . (ناظم الاطباء). کاهنده . (آنن...
کلمات مرتبط
متحقق
مستحق
ممتحن
ممتحنه
ممتحنین
حق دادن مستحق دانستن
غیر مستحق
متحقق شدن
حسین ممتحنی
نظرات