Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملام

تلفظ بین المللی : /malˈɑm/ تلفظ :‌ [mal'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مُلام
  • ملاَّم
  • ملأم
  • چَلام مَلام
  • پایگاه هوایی ملام ویلاروچ
  • بارزانی ملامصطفی
  • ملامت
  • ملامت بار
  • ملامت دیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملام . [ م ُ ] (ع ص ) نکوهش کرده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

( ملاَّم ) ملاَّم. [ م ِ ] ( ع ص ) ( از «ل ء م » ) آنکه عذر ناکسان خواهد. مِلأَم. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ملأم شود.ملام. [ م َ ] ( ع مص ) نکوهیدن. ملامة. لَوم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مصدر میمی است به معنی ملامت کردن. ( غیاث ) ...

فرهنگ عمید

سرزنش کردن.

ملوم؛ ملامت‌شده.

سرزنش کردن.
ملوم، ملامت شده.

فرهنگ معین

(مُ) [ ع . ] (ص .) ملامت شده ، ملوم .

(مَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) سرزنش کردن . 2 - (اِمص .) سرزنش .

(مَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) سرزنش کردن . ۲ - (اِمص . ) سرزنش .
(مُ ) [ ع . ] (ص . ) ملامت شده ، ملوم .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ملامت شده ملوم .
زره پوش . زره پوشنده

کلمات مرتبط

  • مُلام
  • ملاَّم
  • ملأم
  • چَلام مَلام
  • پایگاه هوایی ملام ویلاروچ
  • بارزانی ملامصطفی
  • ملامت
  • ملامت بار
  • ملامت دیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات