معانی کلمه : ملامت دیده
لغت نامه دهخدا
ملامت دیده. [ م َ م َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ملامت کشیده. ملامت زده. سرزنش دیده. نکوهیده شده. آنکه مورد عتاب و سرزنش واقع شده :
بدان مشکو که فرمودی رسیدم
در او مشتی ملامت دیده دیدم.و رجوع به ترکیب ملامت دیدن ذیل ملامت شود.
بدان مشکو که فرمودی رسیدم
در او مشتی ملامت دیده دیدم.و رجوع به ترکیب ملامت دیدن ذیل ملامت شود.
فرهنگ فارسی
ملامت کشیده . ملامت زده
