کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : معول کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔval kˈardan/
تلفظ :
[m'a?val k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محول کردن
معطل کردن
معلول کردن
معمول کردن
مول مول کردن
مول کردن
کج و معوج کردن
محول کردن به
معزول کردن
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تکیه کردن بر اعتماد کردن : [ ایمن است از رستخیز افلاک از آنک بر بقای او معول کرده اند . ] ( خاقانی . سج . ۵۱۷ ) .
کلمات مرتبط
محول کردن
معطل کردن
معلول کردن
معمول کردن
مول مول کردن
مول کردن
کج و معوج کردن
محول کردن به
معزول کردن
نظرات