کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مول-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مول کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈuːl kˈardan/
تلفظ :
[m'u:l k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مول مول کردن
زبان موی کردن
شن مال کردن
گه مال کردن
گل مال کردن
لجن مال کردن
لگد مال کردن
محل کردن
محول کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زناکاری کردن. از مردی به طرز نامشروع بار گرفتن. طفل حرامزاده به دنیا آوردن زن. ( فرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به مول شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بار گرفتن زنی از مردی بطرز نامشروع طفل حرامزاده بدنیا آوردن .
کلمات مرتبط
مول مول کردن
زبان موی کردن
شن مال کردن
گه مال کردن
گل مال کردن
لجن مال کردن
لگد مال کردن
محل کردن
محول کردن
نظرات