کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لگد-مال-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لگد مال کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈaɡad mˈɑl kˈardan/
تلفظ :
[l'agad m'Al k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
لگدمال کردن
لگدمالی کردن
زیر پا لگد مال شده
لگد مالی
لگدمال
لگدمال شدن
رز پاپا میل لند
زی لند المان
لگدمالی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
لگدمال کردن. [ ل َ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در زیر پای سپردن. پی سپر کردن. پای خست کردن. پیخسته کردن. دَوس. پیخستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لگد زدن لگد کردن کوب کردن : از همان دقیقه تصمیم گرفتم که این تکبر و غرور را زیر پا لگد مال کنم .
در زیر پای سپردن پی سپر کردن .
واژه نامه بختیاریکا
تلقنیدِن؛ زیر پا کِردِن
کلمات مرتبط
لگدمال کردن
لگدمالی کردن
زیر پا لگد مال شده
لگد مالی
لگدمال
لگدمال شدن
رز پاپا میل لند
زی لند المان
لگدمالی
نظرات