Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستشفی

تلفظ بین المللی : /mˌostaʃˈefi/ تلفظ :‌ [m,ostaS'efi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مستشفا، مستشفی
  • قلعه نو مستوفی
  • مستشری
  • مستشیر
  • مستعفی
  • مستعفی شدن
  • مستفید
  • مستفیض
  • مستوفی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستشفی . [ م ُ ت َ فا ] (ع اِ) شفاخانه . بیمارستان . مارستان . ج ، مُستَشفَیات .

مستشفی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استشفاء. شفاخواهنده . (آنندراج ). آنکه شفا و سلامتی می خواهد. شفاجوینده . رجوع به استشفاء شود.

مستشفی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استشفاء. شفاخواهنده. ( آنندراج ). آنکه شفا و سلامتی می خوا...

فرهنگ عمید

بیمارستان، شفاخانه.

فرهنگ معین

(مُ تَ فا) [ ع . ] (اِ.) بیمارستان ، شفاخانه .

(مُ تَ) [ ع . ] (اِفا.) شفا جوینده ، بهبود خواهنده .

(مُ تَ فا ) [ ع . ] (اِ. ) بیمارستان ، شفاخانه .
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) شفا جوینده ، بهبود خواهنده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) شفاجوینده بهبود خواهنده .

کلمات مرتبط

  • مستشفا، مستشفی
  • قلعه نو مستوفی
  • مستشری
  • مستشیر
  • مستعفی
  • مستعفی شدن
  • مستفید
  • مستفیض
  • مستوفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات