Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزوق

تلفظ بین المللی : /mˈazvaq1/ تلفظ :‌ [m'azvaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مزوق کردن
  • ماوقع
  • مأوق
  • مبوق
  • متوقع
  • متوقف
  • متوقف شدن
  • متوقف کردن
  • مجوق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مزوق . [ م ُ زَوْ وِ ](ع ص ) آراینده و درست کننده ٔ سخن و کتاب . (منتهی الارب ). آراینده . (دهار). نگارنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نقاش . (دهار). || مُذَهِّب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ادریس و جم مهندس ، موسی و خضر بنا
روح و فلک مزوق ، نوح و ملک دروگر.

خاقانی .


مزوق . [ م ُ زَوْ وَ ] (...

فرهنگ عمید

نقاش؛ نگارنده.

آراسته و زینت‌کرده‌شده.

آراسته و زینت کرده شده.
نقاش، نگارنده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مزیق نقاشی : ادریس و جم مهندس موسی و خضر بنا روح و فلک مزوق و نوح و ملک دروگر . ( خاقانی ) ۲ - راست کرده شده .
آراینده و درست کننده سخن و کتاب

کلمات مرتبط

  • مزوق کردن
  • ماوقع
  • مأوق
  • مبوق
  • متوقع
  • متوقف
  • متوقف شدن
  • متوقف کردن
  • مجوق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات