Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متوغل

تلفظ بین المللی : /mˌotevˈaq1q1el/ تلفظ :‌ [m,otev'aq1q1el]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سکان های متوالی
  • متبغل
  • متغلب
  • متوالی
  • متوالی 1
  • متوالی 2
  • متوالیا
  • متوالیه
  • متوسل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متوغل. [ م ُ ت َ وَغ ْ غ ِ ] ( ع ص ) دررونده و دور شونده در شهرها. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). کسی که سفر دور و دراز میکند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به توغل شود.

فرهنگ عمید

۱. آن که سفر دورودراز کند، کسی که به شهرهای دور سفر می کند.
۲. مبالغه کننده در کاری.

فرهنگ معین

(مُ تَ وَ غِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نیک مشغول شونده در کاری . ۲ - دور رونده در شهرها، ج . متوغلین .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نیک مشغول شونده در کاری . ۲ - دور رونده در شهرها جمع : متوغلین .

کلمات مرتبط

  • سکان های متوالی
  • متبغل
  • متغلب
  • متوالی
  • متوالی 1
  • متوالی 2
  • متوالیا
  • متوالیه
  • متوسل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات