Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مبتلا کردن

تلفظ بین المللی : /mobtˈalɑ kˈardan/ تلفظ :‌ [mobt'alA k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • مبتلا و دچار کردن
  • مبتذل کردن
  • مبتلا
  • مبتلا شدن
  • مبتلا به ام اس مفصل
  • مبتلا به امراض روانی
  • مبتلا به بیماری جمود عضلات
  • مبتلا به جذام
  • مبتلا به جرب
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

معتاد کردن

شیفته کردن، دل‌باخته کردن، عاشق کردن

گرفتار کردن، دچار کردن، اسیر کردن، مبتلا ساختن

۱. گرفتار کردن، دچار کردن، اسیر کردن، مبتلا ساختن
۲. معتاد کردن
۳. شیفته کردن، دلباخته کردن، عاشق کردن

capture (فعل)گرفتن، اسیر کردن، مبتلا کردنseize (فعل)درک کردن، توقیف کردن، غصب کردن، ضبط کردن، مبتلا کردن، قاپیدن، مصادره کردن، تصاحب کردن، به تصرف درآوردن، دچار حمله ...

کلمات مرتبط

  • مبتلا و دچار کردن
  • مبتذل کردن
  • مبتلا
  • مبتلا شدن
  • مبتلا به ام اس مفصل
  • مبتلا به امراض روانی
  • مبتلا به بیماری جمود عضلات
  • مبتلا به جذام
  • مبتلا به جرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات