کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مبتلا-و-دچار-کردن | کلماتور
معنی کلمه : مبتلا و دچار کردن
تلفظ بین المللی :
/mobtˈalɑ vˈa dˈotʃɑr kˈardan/
تلفظ :
[mobt'alA v'a d'otSAR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مبتلا به دوار سر
مبتلا به سوء هاضمه و ضعف
خرد و متلا شی شدن
المبتدا و الخبر لعلماء فی القرن الرابع عشر و بعض تلامیذهم
العبر و دیوان المبتداء و الخبر
عبر و دیوان المبتداء و الخبر
داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
ارشاد المبتدی و تذکره المنتهی فی القراءات العشر
سراج القاری المبتدی و تذکار المقری المنتهی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
infect
(فعل)
الوده کردن، عفونی کردن، پر کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، سرایت کردن
کلمات مرتبط
مبتلا به دوار سر
مبتلا به سوء هاضمه و ضعف
خرد و متلا شی شدن
المبتدا و الخبر لعلماء فی القرن الرابع عشر و بعض تلامیذهم
العبر و دیوان المبتداء و الخبر
عبر و دیوان المبتداء و الخبر
داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
ارشاد المبتدی و تذکره المنتهی فی القراءات العشر
سراج القاری المبتدی و تذکار المقری المنتهی
نظرات