Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قارقار کردن

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑrq1ˈɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [q1'ARq1'AR k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • قرار کردن
  • ضرب و شتم قرار کردن
  • قارقار
  • قرقار
  • قرقار الهدیر
  • قارقارک
  • قار قار
  • قارقا
  • سبدنشین قارقارو
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

caw (فعل)
قارقار، قارقار کردن

plunk (فعل)
تلپی افتادن، قار قار کردن، صدای تند و خشن دراوردن

کلمات مرتبط

  • قرار کردن
  • ضرب و شتم قرار کردن
  • قارقار
  • قرقار
  • قرقار الهدیر
  • قارقارک
  • قار قار
  • قارقا
  • سبدنشین قارقارو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات