Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قرار کردن

تلفظ بین المللی : /q1arˈɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [q1aR'AR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ضرب و شتم قرار کردن
  • بی قراری کردن
  • قمار کردن
  • الم قرقر کردن
  • ختم قرآن کردن
  • ختم قران کردن
  • قرقر کردن
  • قرار
  • قرار بستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قرار کردن. [ ق َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن. آرام گرفتن : کرده اهل مشرق و مغرب به انصافت قرارگشته چشم ملت و دولت به اقبالت قریر.امیر معزی ( از آنندراج ). || ماندن. ساکن شدن : دارالقرار خانه جاوید آدمی است این جای رفتن است نشاید قرار کرد.سعدی. || بمجاز، جای گرفتن. نشستن : در خاکساری آنکه چو صائب تمام شدبر صدر اگر قرار کند آستانه است.صائب ( از آنندراج ). || تمام کردن. ختم نمودن. || مقرر کردن. معی...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - جای گرفتن نشستن ۲ - آرام گرفتن ۳ - تمام کردن ختم نمودن ۴ - مقرر کردن معین کردن ۵ - قصد کردن آهنگ کردن ۶ - عهد کردن .

کلمات مرتبط

  • ضرب و شتم قرار کردن
  • بی قراری کردن
  • قمار کردن
  • الم قرقر کردن
  • ختم قرآن کردن
  • ختم قران کردن
  • قرقر کردن
  • قرار
  • قرار بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات